ميرزا حسن حسينى فسايى

534

فارسنامه ناصرى ( فارسى )

خم فتراك شدند « 1 » و عبد اللّه پاشاى سرعسكر ، اسير رستم نام قراچلو گشته ، او را زنده مىآورد كه جمعى او را شناختند و چنان كه عادت اوباش سپاه است به رستم درآويختند و پاشاى بيچاره به هجوم كشاكش اوباش از اسب افتاد و سرش شكسته نيم‌جان گرديد [ و ] رستم قراچلو اسير خود را بكشت و سر او را به حضور رسانيده « 2 » ، پس به فرمان نادرى ، سر سرعسكر را بر نيزه كرده ، در جائى كه همه لشكريان رومى توانند ديد برپا كردند « 3 » ، چون چشم روميان بر سر سرعسكر افتاد ، پراكنده شدند و روى زمين از خون كشتگان آنها رنگين گرديد ، پس سر و تن عبد اللّه - پاشاى سرعسكر را به احترام تمام روانه قارص فرمود و مصطفى پاشا والى دياربكر كه داماد حضرت سلطان محمود قيصر روم بود ، به دست جليل بيك‌ميش مست « 4 » كشته گشت و تمامى توپخانه و خزانه و آلات جنگ روميه ، نصيب سپاه ظفرپناه گرديد ، پس تمامت گرفتاران رومى را مرخص فرموده ، خرجى راه داده ، بدرقه همراه نموده ، روانه اوطان خود نمود و جماعتى را براى محاصره قلعه ايروان معين داشت و بعد از اين فتح « 5 » ، على پاشا والى گنجه و اسحق پاشا والى تفليس طلب امان خواسته ، امان يافته ، گنجه و تفليس را سپردند و حسين پاشا والى ايروان چهل روزه ، مهلت خواست و چون اين تعهد محمول بر غدر بود ، پذيرفته نگشته ، تسخير قلعه ايروان را در عهدهء مأمورين گذاشت ، پس موكب و الا به جانب قارص شتافت و والى قارص به قلعه‌دارى پرداخت و از كنار آرپه‌چائى تا ارزنة الروم ، تمامى [ ابنيه ] و مزارع « 6 » عرصه غارت گرديد ، پس از وصول اين اخبار به حضرت قيصر روم ، احمد پاشا والى بغداد را سرعسكر فرموده ، او را در جنگ و صلح مأذون داشت « 7 » و احمد پاشا از ارزنة الروم « 8 » عريضه به دربار نايب السلطنه فرستاده ، متعهد انجام مصالحه گرديد و پاشايان و اعيان قارص و ارزنة الروم عريضه ضراعت‌آميز فرستاده ، اظهار بندگى كرده ، طلب امان نمودند « 9 » و مسؤول آنها به اجابت مقرون گرديد و نقيب الاشراف و قاضى ارزنة الروم با چندين نفر از اعيان به قارص آمده به اتفاق علما و بزرگان ، شرفياب حضور نايب - السلطنه شدند « 10 » و فرمان امان براى اهل ايروان گرفته ، روانه گشتند « 11 » و بعد از ورود آنها حسين پاشا والى ايروان قلعه و شهر و توپخانه را به امناى اين دولت سپرد و بعد از انتظام اين

--> ( 1 ) . ( كار به جائى رسيد كه يك نفر تفنگچى چريك ده نفر ينگچرى پيلتن را پيش انداخته ، مىآورد ) . جهانگشاى نادرى ، ص 254 ، و روضة الصفا ، ج 8 ، ص 543 . ( 2 ) . ر ك : جهانگشاى نادرى ، ص 254 . ( 3 ) . در متن : ( كنند ) . ( 4 ) . در جهانگشاى نادرى ، ص 254 : ( جليل بيك ميش مست خراسانى ) . و در روضة الصفا ، ج 8 ، ص 544 : جليل بيك - عرب ميش مست ) . ( 5 ) . اين فتح روز يكشنبه 26 محرم اتفاق افتاد . جهانگشاى نادرى ، ص 254 . ( 6 ) . ر ك : جهانگشاى نادرى ، ص 257 . ( 7 ) . ر ك : جهانگشاى نادرى ، ص 257 . ( 8 ) . در متن : ( ارزن الروم ) . ( 9 ) . ( مشروط بر اينكه خديو بىهمال فسخ عزيمت از آن ديار كرده پيرامون ايذاء و اضرار ايشان نگردد ) . جهانگشاى - نادرى ، ص 257 . ( 10 ) . ر ك : جهانگشاى نادرى ، ص 258 . ( 11 ) . ر ك : جهانگشاى نادرى ، ص 258 .